نگاشته شده توسط: ordoukhani | سپتامبر 12, 2007

شب که می خوابید دستتان را کچا می گذارید؟

شب که می خوابید دستتان را کچا می گذارید؟

قریبرز را بعد از چند سال خوشحال و خندان دیدم. پیر که نشده بود هیچ جوانتر هم به نظر می آمد. در ضمن ازدواج هم کرده بود. بعد از ماچ و بوسه و سلام احوال پرسی گفت : اگر یادت باشد ؛ من قبل از انقلاب از تنبلی برای اینکه هر روز اصلاح نکنم ریش بلند داشتم. تا اینکه انقلاب شد و ما هم به ظاهر انقلابی شدیم. یکی دوسال بعد یکی از رفقای شیر پاک خورده ما ، از من پرسید : راستی فرامرز شب که می خوابی ریش ات را زیر لحاف میگذاری یا روی لحاف؟ من که تا آن موقع به این موضوع فکر نکرده بودم و شبها راحت می خوابیدم، ولی از آن به بعد این مسئله برایم پیش آمد که شب موقع خوابیدن باید ریشم زیر لحاف باشد ، یا روی لحاف . با این فکر تا صبح نمی خوابیدم . نخوابیدن شب سبب خورد شدن اعصابم شد، پس از مدتی کلنجار رفتن با خودم، ریشم را از ته زدم . دیگر راحت می خوابیدم. تا اینکه همان نامرد یک روز از من پرسید : راستی فرامرز شب که می خوابی دست ات را کجا می گذاری؟ بالای سرت : روی شکمت ، کنارت، لای پایت. آقائی که شما باشید،  این هم یک مشکل برایم شد تا نتوانم شب بخوابم . نمیدانستم دستم را کجا بگذارم. این را که نمی توانستم قطع کنم . برای خوابیدن قرص خواب آور می خوردم. تا اینکه یک شب خانه

 

شب که می خوابید دستتان را کچا می گذارید؟

قریبرز را بعد از چند سال خوشحال و خندان دیدم. پیر که نشده بود هیچ جوانتر هم به نظر می آمد. در ضمن ازدواج هم کرده بود. بعد از ماچ و بوسه و سلام احوال پرسی گفت : اگر یادت باشد ؛ من قبل از انقلاب از تنبلی برای اینکه هر روز اصلاح نکنم ریش بلند داشتم. تا اینکه انقلاب شد و ما هم به ظاهر انقلابی شدیم. یکی دوسال بعد یکی از رفقای شیر پاک خورده ما ، از من پرسید : راستی فرامرز شب که می خوابی ریش ات را زیر لحاف میگذاری یا روی لحاف؟ من که تا آن موقع به این موضوع فکر نکرده بودم و شبها راحت می خوابیدم، ولی از آن به بعد این مسئله برایم پیش آمد که شب موقع خوابیدن باید ریشم زیر لحاف باشد ، یا روی لحاف . با این فکر تا صبح نمی خوابیدم . نخوابیدن شب سبب خورد شدن اعصابم شد، پس از مدتی کلنجار رفتن با خودم، ریشم را از ته زدم . دیگر راحت می خوابیدم. تا اینکه همان نامرد یک روز از من پرسید : راستی فرامرز شب که می خوابی دست ات را کجا می گذاری؟ بالای سرت : روی شکمت ، کنارت، لای پایت. آقائی که شما باشید،  این هم یک مشکل برایم شد تا نتوانم شب بخوابم . نمیدانستم دستم را کجا بگذارم. این را که نمی توانستم قطع کنم . برای خوابیدن قرص خواب آور می خوردم. تا اینکه یک شب خانه خواهرم بودم . از شوهرش هوشنگ پرسدم : راستی شب که می خوابی دست ات را کجا می گذاری ؟  گفت : این سول احمقانه یعنی چی؟ نکنه خل شدی؟ گفتم : حالا من خل ، تو جوابم را بده . با عصبانیت گفت : لای لنگ همشیره جناب عالی! خواهرم سرخ شد و خندید و گفت : هوشنگ  خجالت بکش ؟ گفتم به عقیده تو من شب که می خوابم دستم را باید کجا بگذارم ؟ نگاهی به من کرد و گفت : لای لنگ همشیره بنده ! زیر چشمی به خواهرش نگاه کردم ، دیدم  قشنگ است و لب خند ملیحی به لب دارد. درد سرت ندهم بعد از مدت کوتاهی با خواهر هوشنگ ازدواج کردم ، و حالا شبها راحت می خوابم. البته بین خودمان باشد، همسرم هم تا قبل از ازدواج همین مسئله را داشت.

1 دی ا377 ــ 22 دسامبر 1998 ــ خر تو خر یا جهان بینی خرــ نوشته خودم  

Advertisements

Responses

  1. سلام.اين دوست شما از اون آدما هست كه حرفشون رو ميزنن و آخرش يك بي معني ميچسبونند.جالب بود.يكي پيدا نميشه به داداش مجرد ما از اين جور سوال ها بكنه.
    جدا هم براي من سوال پيش اومده شب ها ….
    خودش بهتر ميدونه كجا بره زياد نبايد تو بحرش برم.
    فعلا..

  2. ^جواد مهربان ، پاسخ ات را در وب سایت خودت دادم. اردوخانی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: