نگاشته شده توسط: ordoukhani | سپتامبر 7, 2007

تنها خیال می کنی

تنها خیال می کنی

 

خیال می کنی !

با هر ضربه شلاق که به من می زنی

قصری در باغ  بهشت، می خری

با قطره ، قطره خونم

 حوض کوثر را پر از آب زلال می کنی

 

خیال می کنی !

با هر زخمی که به من می زنی

یک حوری بهشتی ، پاداش توست

زمانی که  نیمه جانم !

خود را گرسنه ، در کنار سفره ای رنگین
در بهشت می بینی

 

به تو رشک نمی برم !

برای تو غمگینم

که خیال می کنی

        تنها ، خیال می کنی … !


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: