نگاشته شده توسط: ordoukhani | اوت 15, 2007

حرف حسین آقا یکیه

حرف حسین آقا یکیه !

حسین آقا و گیتی خانم سه چهار ماهی بود که ازدواج کرده بودند. یک شب تو تخت خواب کنار هم دراز کشیده بودند. حسین آقا خواب بود،گیتی خانم خوابش نمی برد، چراغ بغل دستش رو روشن کرد، آهسته بلند شد رفت مجله توفیق رو ورداشت آورد، شروع کرد به خوندن و خندیدن.

 

حسین آقا از خنده زنش بیدار شد و مجله رو گرفت و پرت کرد و  با شوخی خنده ،خر زنش رو گرفت. بعدش هم خندید و گفت : به جون تو قسم ، هرکی من رو از خواب بیدار کنه خرش رو می گیرم، میدونی که حرف من یکیه.

 

بیچاره گیتی خانم ،از اون به بعد، هر وقت خوابش نمی برد، آروم بلند می شد می رفت تو اتاق نشمین مجله ، یا کتاب می خوند.

  

حرف حسین آقا یکیه !

حسین آقا و گیتی خانم سه چهار ماهی بود که ازدواج کرده بودند. یک شب تو تخت خواب کنار هم دراز کشیده بودند. حسین آقا خواب بود،گیتی خانم خوابش نمی برد، چراغ بغل دستش رو روشن کرد، آهسته بلند شد رفت مجله توفیق رو ورداشت آورد، شروع کرد به خوندن و خندیدن.

 

حسین آقا از خنده زنش بیدار شد و مجله رو گرفت و پرت کرد و  با شوخی خنده ،خر زنش رو گرفت. بعدش هم خندید و گفت : به جون تو قسم ، هرکی من رو از خواب بیدار کنه خرش رو می گیرم، میدونی که حرف من یکیه.

 

بیچاره گیتی خانم ، از اون به بعد، هر وقت خوابش نمی برد ، آروم بلند می شد می رفت تو اتاق نشمین مجله ، یا کتاب می خوند.

 

یک سالی از این جریان گذشته بود که یک شب باز هم گیتی خانم خوابش نمی برد و حسین آقا خواب خواب بود. می خواست از جاش بلند شه که صدای پا رو پشت بوم شنید، بعدش هم تو حیاط، بعدش هم تو اتاق مهمون خونه.

 

گیتی خانم شوهرش رو صدا کرد:حسین ، حسین جون بلند شو. حسین آقا تا چشمش رو باز کرد خر زنش رو گرفت. گیتی خانم گفت مرد،ولم کن ، دزد اومده تو اتاق مهمونخونه است. حسین آقا خوب گوش کرد دید زنش راست میگه. از جاش بلند شد رفت . ده پونزده دقیقه بعد و برگشت و سر جاش گرفت خوابید.

 

از این داستان در حدود سی سال می گذره. هنوز که هنوزه دیگه هیچ دزدی جرات نکرده بیاد خونه این ها. فکر می کنم ، همه اشون میدونن حرف حسین آقا یکیه.

 

8 اردیبهشت 1371 ــ 28 آرویل 1992 ــ از کتاب فرهنگ بی فرهنگ ها .نوشته خودم

Advertisements

Responses

  1. آبدار ترین ماچ ها بر گونه’ اردوخانی . ممنون و خسته نباشی . بدرود .

  2. اردوخانی ّجان شما نوشته بودید جواب مرا در هوفی دادید اما من جواب شما را ندیدم

  3. جناب اردوخانی عزیز

    با عرض سلام

    راستش نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم در جواب محبت شما. هنوز باورم نمی شود که اهل ادبی چون شما این حقیر را آنقدر قابل دانسته باشد که برای وی کامنت بگذارد.

    یک دنیا تشکر از شما و یک دنیا افتخار به لطفی که من نشان دادید. اجازه می دهید لینک شما را به مجموعه لینک های سمت چپ و بلاگم اضافه کنم؟ خواهش می کنم موافقت کنید و الا توی این شلوغی وبلاگ ها و وب سایت ها و امور مختلف شاید خدای ناکرده گم تان کنم. روی من را زمین نیاندازید.

    در ضمن من را از راهنمائی های خودتان بی نصیب نگذارید. «لطفا» نمی گویم و در جمله نمی آورم چرا که فی الواقع به دامن قبای تان آویخته ام. چه بهتر از این که استادانی چون شما هر از چندگاهی نهیبی به ما تازه کاران بزنند تا هرز نرویم؟

    برای تان سلامتی و شادی و دلخوشی و موفقیت آرزو مندم
    با تشکر مجدد و تقدیم احترام
    ققنوس

  4. فقنوس مهربانم: این نهایت مهر توست که کینک مرا دا و بسایت خودت بگذاری. این را گفته ام باز می گویم ! آرزو می کنم هر چه بیشتر موردمهر تو ، و خیلی از جوان های قرار می گیرم، جنبه من زیادتر شود، خیال نکنم حسن آبادشهری است، و امیدوارم لایق این همه مهر تو باشم ، و این قبای کهنه من پاره نشود ، و تورا نا امید نکنم. خواهشی که از تو دارم این است که هر چه دل تنگ می خوهد بگو، تو استاد خود هستی و احتیاج به هیچ استادی نداری که از او الهام بگیری ، و یا او سر مشق تو باشد. می بوسمت اردوخانی

  5. هوفی مهربان:اگر اشتباه نکنم ؟نوشته بودیم :خانه تازه ات مبارک باشد،امیدوارم انطور که دلخواه توست تزئینش کنی ، و دوستان را هم دعوت کنی.و دوستان دیگری بیابی. دوست دارت اردخانی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: