نگاشته شده توسط: ordoukhani | اوت 8, 2007

خر بخندید و شد از قهقهه سست

خر بخندید و شد از قهقه سست

یکی بود ، یکی نبود. یک روز مرد مسافری که  راهش را گم کرد بود، گذارش به بیشه ای افتاد. سرگردان نمی دانست به کدام طرف برود تا شاید نشانی برای یافتن راهش بیابد ! که ناگهان صدای غرش چند شیر را شنید. وحشت زده  از درختی که نزدیک اش بود بالا رفت. از فاصله ای نه چندان دور دید تعدادی شیر نر دم  علم کرده اند و به هم غرش می روند و  به هم دندان و چنگال نشان می دهند، و هر لحظه ممکن است همدیگر را بدرند که ناگهان خری از دور تاخت به میانشان آمد .

 

 مرد به خود گفت هم اکنون این شیرهای خشمناک بر روی خر می پرند و تکه و پاره اش می کنند، ولی با تعجب بسیار دید که شیرها چنگال در چنگ بردند ، دندان به زیر لب پنهان کردند ، دم لای پای نهادند و سر در مقابل خر فرود آوردند. خر عرعر غرایی کرد ، و شیرها گوش تیز کرده سر به زیر به عرعرش گوش فرا دادند ، و  پس از پایان عرعر خر ، یک ــ یک شیرها  نزد خر آمدند و سر تغظیم فرو آرودند ، او پیشانیشان را بوسید ،و شیرها  آرام  هر کدام به طرفی رفتند.

 

  

خر بخندید و شد از قهقه سست

یکی بود ، یکی نبود. یک روز مرد مسافری که  راهش را گم کرد بود، گذارش به بیشه ای افتاد. سرگردان نمی دانست به کدام طرف برود تا شاید نشانی برای یافتن راهش بیابد ! که ناگهان صدای غرش چند شیر را شنید. وحشت زده  از درختی که نزدیک اش بود بالا رفت. از فاصله ای نه چندان دور دید تعدادی شیر نر دم  علم کرده اند و به هم غرش می روند و  به هم دندان و چنگال نشان می دهند، و هر لحظه ممکن است همدیگر را بدرند که ناگهان خری از دور تاخت به میانشان آمد .

 

 مرد به خود گفت هم اکنون این شیرهای خشمناک بر روی خر می پرند و تکه و پاره اش می کنند، ولی با تعجب بسیار دید که شیرها چنگال در چنگ بردند ، دندان به زیر لب پنهان کردند ، دم لای پای نهادند و سر در مقابل خر فرود آوردند. خر عرعر غرایی کرد ، و شیرها گوش تیز کرده سر به زیر به عرعرش گوش فرا دادند ، و  پس از پایان عرعر خر ، یک ــ یک شیرها  نزد خر آمدند و سر تغظیم فرو آرودند ، او پیشانیشان را بوسید ،و شیرها  آرام  هر کدام به طرفی رفتند.

 

مرد خیال کرد که خواب می بیند، ولی خواب نبود حقیقتی بود. از خودش پرسید چگونه ممکن است شیرها از خری فرمان برند؟!

 

مرد از درخت پایین آمد و با احتیاط به نزد خر رفت، پس از سلام و مقدمه چینی گفت: اگر بی ادبی نباشد  پرسشی از شما دارم. و ادامه داد: من از بالای درخت دیدم که چگونه پادشاهان حیوانات  که در حال دریدن یکدیگر بودند، به محض اینکه شما را دیدند ، دست از ستیز برداشتند و به فرمایشات آن جناب«خر» گوش فرا دادند، و سپس هر کدام  سر تعظیم در برابر شما فرود آورده و آرام به طرفی رفتند. ممکن است شما نیروی  فیل را داشته باشید و زیرکی  روباه و تیز بینی عقاب ، ولی  هر چه باشد  خری هستید و به خریت شهره عالم.

 

 خر لبخندی زد و گفت:این قصه سر دراز دارد. من ریاست شیرها را به عهده دارم . این شغل از پدرم به من ارث رسیده ، و چندین نسل است که ما صاحب آن هستیم. البته این ریاست را به خاطر خود بزرگ بینی ، یا مقام نیست، می دانم خری هستم مانند تمام خران ، و هیچ حقی بیشتر از بقیه خرها ندارم ، کاری که می کنم به خاطر پایداری نژاد خران و سایر حیوانات بیشه است.

 

در زمان های خیلی  قدیم هر کدام از شیرهای نر که یالش کمی پر پشت می شد ، و می توانست دم علم کند ، و به قول شما «آدم ها»شاش اش کف می کرد، چند شیر پیر خرفت ، و چند بچه شیر نادان به دنبالش می افتادند، انقدر چاپلوسی اش را می کردند که این شیر بیچاره ادعای پادشاهی می کرد ، و خود را مالک تمام سر زمین ها ی شیران دیگر می دانست، بدین جهت جنگ و کُشت و کشتار بین شان بر پا می شد.

خرها با تمام خریت شان ، وقتی دیدند که نزدیک است نسل شیران بر افتد نگران شدند ، که اگر دیگر شیری نباشد، لاشخورها و شغال ها حکومت می کنند، و دیگر اینکه ممکن است خرهای پیر بیمار شوند و و با زجر بمیرند. شاید هم لاشه شان آنقدر بماند که بیشه  را بوی گند بردارد. در نتیچه پروانه ها فراری شوند ، و جایشان را خر مگس ها بگیرند، دیگر گل و گیاه نروید . بدین جهت خرها دور هم جمع شدند ،و یکی را از بین خودشان انتخاب کردند ، ونزد شیرها فرستند تا چاره این کار کنند.

 روزی که جنگ سختی بین شیرها بود پدر بزرگ من جان بر کف نزد ایشان رفت و گفت: شیران دلیر به عرعر من گوش کنید. شیرها یکباره دست از ستیز برداشتند و به پدر بزرگ ام نگاه کردند.
 

او گفت درست است که شما پادشاه  حیوانات هستید ، ولی مرا به ریاست انتخاب کنید، تا مشکل شما را آسان کنم.

 یک شیر جوان خیز برداشت تا پدر بزرگ مرا بدرد ، که یک شیر پیر گفت : صبر کنیم ببینیم نخست او چه می گوید.

 

پدر پدربزرگم گفت: برتری هر یک از شما به دیگری ثابت نمی شود مگر با کُشتن یکدیگر. هوش و شجاعت شما نسبت به دیگری ثابت نمی شود مگر در کشت و کشتار. سرزمین هر کدام از شما کم و بیش برابر با دیگران است، و در آن پر از آهوان و ماده شیران زیبا ، با کودکانی قشنگ و بازیگوش. بیشتر از آن آهوانی که دارید نمی توانید بدرید و بخورید، و نیز با بیشتر از آن ماده شیرانی که دارید هم، نمی تواند جفت گیری گنید! در حقیقت جنگ شما تنها به خاطر ریاست بر بقیه ، و تصاحب سر زمین آنها است ، ریاست هر کدام از شما خطری برای دیگر شیرها نر می باشد.

 فکر می کنم اگر من ریاست شما را به عهده بگیرم خطری از طرف اینجانب متوجه شما نمی شود. من گیاه خوارم و به آهوان شما نظری ندارم، با پوزش فراوان من ماده خودم را به ماده های زیبای شما ترجیح می دهم . و اگر هم همجنس گرا باشم کجا کفاف دهد آن باده ها به مستی ما.

شیرها دور هم جمع شدند و به فکر فرو رفتند. و ریاست جد بزرگم را پذیرفتند، و یک به یک در برابرش سر تعظیم فرو آوردند ، به شرطی که او تنها در زمانی که شیرها می خواهند همدیگر را بدرند، دخالت کند ودر زمان های دیگر خری است مانند تمام خران. و آنها هم قول داند که اگر او عرعری کرد که مطابق خواست بعضی از آنها نبود ، از او کینه به دل نگیرند ، و تکه پاره اش نکنند.

 

مرد گفت : ما هم همین کار را می کنیم. یک خری را می اوریم سرور خود می کنیم . او هم اشخاص وطن پرست و انسان دوست با هوش درستکار را از سر کارهای مهم بر میدارد ، خر تر از خودش را بر سر کارهای بزرگ می گمارد. انها هم برای حفظ مال و مقام شان آنقدر چاپلوسی اش را می کنند تا او خود را فرستاده خدا می پندارد. آنوقت او را با سر به زمین می کوبیم ، و می رویم خر دیگری را می اوریم و جانشین او می کنیم . این بازی چند هزار سال است که ادامه دارد.    خر بخندید و شد از قهقهه سست.

 

از کتاب آمهدی نوشته خودم ــاول تیر 1375 ــ  21 ژوئن 1996

Advertisements

Responses

  1. همبستگي جهاني براي نسل امروز و فردا

    در زمانیکه جنگ . فقر . بی عدالتی و تبیعض انسانی در جهان بيداد ميكند

    به نظر شما براي نجات از اين چالشها جهاني چه حركتي بايد كرد .

    یک گروه ایرانی با عشق به نشان دادن گوشه ای از نوع دوستی شما

    جهت زندگی با صلح و دوستی در کنار دیگر ملل دنیا تصمیم دارد

    در اولین حرکت گروهی پیرامون این هدف دور دنیا را با پای پیاده طی نمایند

    و سخت ترین حرکت ضد جنگ و صلح طلبانه در تاریخ را به مرحله اجرا در آورد .

    و ما برای رسیدن به این هدف سبز جهانی

    نیاز به همفکری و همدلی شما و تمام مردم سبز اندیش ایران جهت

    اجرای این طرح داریم تا با تشکیل جمعيت انسانهای سبز بدون مرز

    فعالیتهای انسان دوستانه ای را برای آینده پایه ریزی نمائیم .

    با نگاهی به گذشته و تفکر انسانی کوروش کبیر

    که نشان از زندگی مسالمت آمیز انسان در کنار انسان بوده

    و نگاهی به حال با محکوم کردن هرگونه

    جنگ ، بی عدالتی ، سوء استفاده از کودکان و تبعیض انسانی در جهان

    و با نگاهی به آینده و احترام گذاشتن به عقاید یکدیگر

    جهت رسیدن به جامعه جهانی سبز بدون مرز

    پرچم صلح و عدالت برای زندگی را در این سفر

    به رسم یادبود به رئیس جمهورهای کشورهای مسیر

    بعنوان نمایندگان مردم هر کشور اهداء مینمائیم

    تا اراده ایرانیان را پیرامون اهداف جهانی

    و زندگی در کنار دیگر ملل دنیا به تصویر بکشیم

    و با تشکل انسانی دست در دست یکدیگر

    دنیائی سبز را برای نسلهای بعد و به یادگار بگذاریم .

    سلام

    از اينكه به ما سر زديد سپاسگزاريم

    اگر دوست داري در كنار هم

    به فكر امروز و فردا باشيم ما را تنها نگذاريد

    و ما را لينك و به دوستان خود معرفي نمائيد .

    افتخار جهاني هدف ماست

    ما شما را لينك نموديم در وبلاگ اتحاديه بچه هاي سبز ايران

    لطفا شما نيز ما را لينك نمائيد .

    http://www.greenpeople.blogfa.com گروه انسانهای سبز بدون مرز

    http://www.green-people.blogfa.com اتحادیه بچه های سبز ایران

    سبز باشيد سبز زندگي كنيد تا جاودانه بمانيد .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: