نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 15, 2007

زنی در قفس


زنی در قفس

 

مرد وارد خانه شد ، مانند هر روز به طرف قفس  مرغ عشق  رفت و درش را باز کرد و گفت: بیا بیرون عزیزم ، بیا بیرون قشنگ ام،می دونی که   دوست ات دارم، بیا من رو ماچ کن، میدونم که تنهایی، همین روزها یک جفت خوب و قشنگ ما مانی برات گیر میارم.

مرغ عشق از میله درون قفس پرید لب در قفس . مرد دست اش را جلوی  مرغ عشق گرفت. مرغ عشق  روی انگشت نشان مرد پرید. مرد با انگشت دست دیگرش، زیر گلوو چلیکدان و سر و بال های مرغ عشق را نوازش کرد. پس از آن دست اش را با مرغ عشق نزدیک صورتش برد و چشمهایش را بست . مرغ عشق به صورت و بینی و پشت چشمهانش نوک زد. گویی او را می بوسید. مرد از خود بی خود مست شد.

 

 


 

 زنی در قفس  قفس

مرد وارد خانه شد ، مانند هر روز به طرف قفس  مرغ عشق  رفت و درش را باز کرد و گفت: بیا بیرون عزیزم ، بیا بیرون قشنگ ام،می دونی که   دوست ات دارم، بیا من رو ماچ کن، میدونم که تنهایی، همین روزها یک جفت خوب و قشنگ ما مانی برات گیر میارم.

مرغ عشق از میله درون قفس پرید لب در قفس . مرد دست اش را جلوی  مرغ عشق گرفت. مرغ عشق  روی انگشت نشان مرد پرید. مرد با انگشت دست دیگرش، زیر گلوو چلیکدان و سر و بال های مرغ عشق را نوازش کرد. پس از آن دست اش را با مرغ عشق نزدیک صورتش برد و چشمهایش را بست . مرغ عشق به صورت و بینی و پشت چشمهانش نوک زد. گویی او را می بوسید. مرد از خود بی خود مست شد

روز دگر، وقتی مرد وارد خانه شد ،ققس بزرگی از نی کنار قفس مرغ عشق دید که زن در میان آن دو زانو نشسته و سر خم کرده و دو دست بر هم دارد . مرد لحظاتی به او نگاه کرد، نهایت انتظار، و تمنای مهر را در چشمان مرطوب زن دید ، آرام وارد قفس شد و کنار زن نشست. با یک دست سر زن را نوازش کرد. زن دست دیگر مرد را گرفت و به زیر گلو و چشم و لب برد و بر ان بوسه زد. مرد مست و دیوانه شد، از خود بی خود ، زن را در آغوش گرفت. مرغ عشق قیل و قال کنان پر زد و آمد بر شانه زن نشست.

دوشنبه 5 مهر 1378 ــ 17 سپتامبر 1999

Advertisements

Responses

  1. با سلام خدمت شما دوست پرتلاش و بزرگوار !
    من يعني معين از وبلاگ بسيار زيبا و فوق العاده شما ديدن كردن … وبلاگ بسيار زيبا
    و پرمحتوايي داريد ( بهتون تبريك مي گم )
    اگر مايليد از وب سايت من نيز ديدن فرماييد :
    http://wWw.FaDownload.Com

  2. معین دوست داشتنی: به دیدار شما آمدم. خسته نباشید. از اینکه نوشته های من مورد توجه شما قرار گرفته خوشحالم. اردوخانی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: