نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئن 14, 2007

خیانت

خیانت

پیش از به کار بردن این واژه آن را در درونم سبک و سنگین کرده ام ، و اکنون که  آن را به کار می برم می دانم چه می گویم. درغ و چاپلوسی هم  خیانت است.

من  اگر آن گونه که می اندیشم نگویم دروغ گفته ام ، و اگر کاری را در کسی خوب ندانم و آن را تمجید کنم چاپلوسی کرده ام. اغلب دروغ وچاپلوسی در ذات ما است ، بدون انتظار پاداش. پس من دروغ نمی گویم و چاپلوسی نمیکنم ، این چنین خیانت به خودم و به  دیگران نمی کنم . ممکن است برداشت من ( اندیشه ام ) اشتباه باشد ، ولی با گفتن اش شما اندیشه مرا تصحیح می کنید. و میدانم این رک  گویی من برای همگان خوش آیند نیست.

دو کتاب از خانم شهرنوش پارسی پور» ماجرای ساده و کوچک روح درخت  ، و زنان بدن مردان » را  خواندم . این کتاب ها به فلم زنی نوشته شده ، ولی نویسنده توانسته نکات بسیار ظریفی از احساسات متضاد یک مرد را در رمانش با نکته سنجی و بسیار  بیان کند. گویی که ایشان سالها بین مردان زندگی کرده بدون اینکه مردان بیاندیشند که زنی در میانشان است، و یا

خیانت

پیش از به کار بردن این واژه آن را در درونم سبک و سنگین کرده ام ، و اکنون که  آن را به کار می برم می دانم چه می گویم. درغ و چاپلوسی هم  خیانت است.

من  اگر آن گونه که می اندیشم نگویم دروغ گفته ام ، و اگر کاری را در کسی خوب ندانم و آن را تمجید کنم چاپلوسی کرده ام. اغلب دروغ وچاپلوسی در ذات ما است ، بدون انتظار پاداش. پس من دروغ نمی گویم و چاپلوسی نمیکنم ، این چنین خیانت به خودم و به  دیگران نمی کنم . ممکن است برداشت من ( اندیشه ام ) اشتباه باشد ، ولی با گفتن اش شما اندیشه مرا تصحیح می کنید. و میدانم این رک  گویی من برای همگان خوش آیند نیست.

دو کتاب از خانم شهرنوش پارسی پور» ماجرای ساده و کوچک روح درخت  ، و زنان بدن مردان » را  خواندم . این کتاب ها به فلم زنی نوشته شده ، ولی نویسنده توانسته نکات بسیار ظریفی از احساسات متضاد یک مرد را در رمانش با نکته سنجی و بسیار  بیان کند. گویی که ایشان سالها بین مردان زندگی کرده بدون اینکه مردان بیاندیشند که زنی در میانشان است، و یا خود او زنی است در میان مردان  .

در عین حال با دیدی هوشیاربا دقت و توانایی بیش از حد توانسته احساس زنان را در جامعه ما بازگو کند . احساس زن به عنوان موجودی کمتر از مرد و تخقیر شده، و درد روانی او از این تحقیر و جنگ با خودش، که تنها سرمایه او بکارتش است ، و اگر این را پیش از شوهر کردن از دست بدهد دیگر او ارزش فروش ندارد در رمان  بدون شعاردیده می شود .

نکته باریک تر از مو اینجاست که خانم پارسی پور اوضاع سیاسی و اجتماعی قبل از انقلاب را نیز توانسته  در لابلای نوشته هایش بیاورد.

گفتگوها در داستانها بر خلاف اکثر رمانهای دیگر کسل کننده نیست، حتی جذاب است. برای آدم ( ادم یعنی من )  هر قسمت از کتاب لذت بخش است. جملات بی معنی و بی خودی برای پر کردن صفحه ها به کار برده نشده . نویسنده حرفی برای گفتن داشته ، در حقیقت دردی در دل داشته که آن را با شهامت به نوشته آورده. ننوشته برای پر کردن صفحه ها. حتی فجایع را با قلم شیوای خود بدون اظهار ضعف بیان کرده.

دید خانم پارسی پور فمینیستی نیست. در نوشته هایش نمی خواهد تنها از حقوق زن دفاع کند. دیدی است انسانی که خواننده را با حقایقی روبرو می کند که  خود او هم شاهد بوده ، ولی بدون تو جه از کنار آن گذشته. اوج نیروی نویسنده را در آنجا می بینم  که با موشکافی دقیق اجتماع ، بدون پند و اندرز و شعار خواننده را مجبور می کند خود را زیر سوال ببرد، این نیرو را من در کمتر نویسنده ایرانی دیده ام .

نوشتن یک رمان ، یا داستان کوتاه یک  آبستنی دراز مدت است که نطفه اش از زمان خود آگاهی نویسنده آغاز می کردد ، از زمانی که خودش و اطرافیانش را زیر سوال می برد و شاید دهه ها زمان بخواهد تا این نطفه رشد کند و زاییده شود، یک زایمان پر درد. در باره رمان های خانم پارسی پور می توان خیلی بیشتر از این نوشت. اما

اما :خانم پارسی پوربا قلم توانایش ، با آن همه نبوغش، با آن دید  ریز بین و ظریفش ، رمان نویسی را یکباره نمی دانم به چه دلیل کنار گذاشته ، و درسخن رانی هایش از فلسفه دائو  و مائو و ارطباتش با سومر مومر که ما هیچ  علاقه به آن نداریم سخن می گوید.

خانم پارسی پور : شما به عنوان یک رمان نویس ، نه فیلسوف ،هر صفحه از رمان های شما حکایتی  است از عشق ، از درد ، از فقر ، از خوشبختی از بدبختی ، از زندگی من و شما ایشان . دریغ است برای ما که اندیشه خود را به کار می برید تا از ما برای ما نگویی ، و از دیگران بگویی که ما با آن آشنا نیستیم ، این راز را بگذار تا فیلسوفان بگشایند.

 خانم پارسی پور با صراحت می گویم : این کودک (  فلسفه چین )را که شما به فرزندی قبول کرده اید ما دوست نداریم . چون نه از خون شما  است ، و نه نطفه اش از پدرانمان ( تمدن و فرهنگ و اجتماع) ما است که در روح شما رخنه کرده.

من دروغ نمی گویم چاپلوسی نمی کنم . من خیانت نمی کنم .

                                               دوست دار شما ابوالفضل اردوخانی

 

من به خودم اجازه می دهم ( آخه کسی به من اجازه نمیده )  از هموطنانم خواهش کنم که رمان های خانم پارسی پور را بخوانند و ارجمنداش دارند . ما یک خانم پارسی پور داریم . بدون شک زنان و مردان دیگر هم پیدا می شوند که بسیار خوب می نویسند. هر گلی یک بویی دارد. و رمان های  خانم شهرنوش  پارسی عطر و زیبایی لطافت خواص خود را دارد که از خواندنش لذت می برید.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: