نگاشته شده توسط: ordoukhani | مه 21, 2007

درد بی درمان ملت ایران

درد بی درمان ملت ایران

حمید رفیق من که به ایران رفته بود برگشت ، و من را به خانه اش دعوت کرد. سر غذا دیدم خمیر نان را در میاورد و با آن مجسمه میسازد، و به دهنش می گذارد. و از من هم میخواهد از آن مجسمه ها بخورم.

راستش را بخواهید ،ترسیدم، فکر کردم دیوانه شده. انگار فکر من را خواند و گفت: فکر نکن که من دیوانه ام ، در ایران این مرض را گرفتم و اینجا خود به خود خوب می شود.

تعریف کرد: در ایران بیماری پیدا شده که مخصوص کشور ماست. مردم تا آنجا که بتوانند هر چیزی که برای خوردن  به دست اشان برسد ،به شکل آخوند در میاورند و خوب می پزندو میخورند.

می گویند این مرض اولین بار در یک شاطر نانوایی سنگکی به نام  رضا مشهدی مشاهده گشت.

این مرد از طرفداران سخت انقلاب بود.   در جنگ ایران و عراق دوتا پسرش شهید شدند، و یک پسرش هم در زندان زیر شکنجه فوت کرد، دخترش هم زیر ماشین رفت.

این شاطر خمیر را می گذاشته روی پارو ، پهن می کرده توی تنور ، و نان را به شکل آخوندی که چهار زانو نشسته در میاورده . هر چه همکارانش به او می گفتند این کار را نکن ، برای ما درد سر تولید می شود، می گفت :  دست خودم نیست، خود به خود نان ها به شکل آخوند در میایند، انگار خمیر با من لج است.

چه درد سرت بدهم در تهران دهن به دهن پشت  که فلان نانوایی نان آخوندی می پزد. مردم شب میامدند دم در نانوایی میخوابیدند تا شاید فردا بتوانند یک نان آخوندی بخرند و تکه تکه کنند و بخورند.

دولت سهمیه آردشان را قطع کرد. رفتند از بازار آزاد آرد خریدند. برای  نان سنگک دانه ای صد تومان مردم از سرو کول هم بالا می رفتند.  رضا مشهدی را گرفتند و زندانی کردند، دیگر بدتر شد در تمام ایران نانوایی ها نان آخوندی می پختند، حتی در دهات. نان سنگک، بربری لواش ، تافتون . مردم از همه چیزشان می زدند برای اینکه یک نان آخوندی بخرند و بخورند. اصلا نان دیگری از گلویشان پایین نمی رفت.

طبق لایحه ای دولت پختن نان آخوندی را ممنوع کرد، و اعلام کرد اگر نانوایی نان آخوندی بپزد تعطیل خواهد گشت. مرض به شیرینی فروشی ها سرایت کرد، مردم از لباس غذاهای دیگرشان می زدند برای خوردن یک تکه شیرینی آخوندی. بغضی ها معتقد بودند که پختن وخوردن یک آخوند دوای خیلی از دردهاست.البته باید خوب جوید.

دولت شیرینی فرشی هاییکه شیرینی آخوندی می پختند بست. مردم شروع کردند به پختن نان در خانه، ولی مواظب بودند بچه ها دهن لقی نکنند، وگرنه کمیته میامد همه اهل خانه را می گرفت و می برد.

یگ نفر ماشینی درست کرد که بلغوری می ساخت به شکل آخوندهای خیلی ریز. قیمت این بلغور از پنج هزار تومان کیلویی بالاتر رفت. یک قاشق از این بلغور را می ریختند توی یک دیگ بزرگ، هر نفر یکی دوتا دانه گیرش میامد، که خوب میحوید و میخورد.

مردم دیگر رشته نمی بریدند،با قالب هایی به شکل آخوندها رشته ها را  به شکل های مختلف قالب می زدند. نشسته ، ایستاده ، با عما مه بی عما مه ،با عبا بی عبا.

یک روز خانه یکی از دوستان برای ناهار مهمان بودیم . دیدم همسرش سر سفره قیچی آورد برای نان بریدن به شکل آخوند. دوستم گفت : بچه ها به شکل دیگری نان نمیخورند.

چلو کبابی هم کباب را برای مشترین خوب اشان به شکل آخود در میاوردند ، البته زیر پلو می گذاشتند. می گفتند کار از محکم کاری عیب نمی کند.

اسراییلی ها قندهایی ساختند به شکل آخوند ، که خود سپاه وارد می کرد و  قاچاق می فروخت.

تریاک هم دیگر به صورت لوله نبود، بلکه به اندازه یک نخود و به شکل آخوند، هر نخود بیش از هزار تومان خریدو فروش می شد . البته این را هم مردم می گویند کارخود سپاه است. کار به جایی رسیده بود که آنهایی هم که تریاکی نبودند هم می کشیدند، تنها برای اینکه جلز و ولزش رل بشنوند.

 پرسیدم فکر می کنی این بیماری تا کی ادامه خواهد داشت ؟ گفت : به نظر متخصصین تا زمانی که این آخوندها هستند امکان از بین رفتن این بیماری نیست. آهی کشیدو گفت : تو نمیدانی این مرض  ملت بیچاره  را داغون کرده. بد بختی از این بزرگتر در دنیا نیست.

پرسیدم این بیماری از کجا می آید گفت: به عقیده متخصصین ویروس اش در ایران به صورت خفیف بوده ، ولی خارجی ها آن گرفتند ، پرورش اش دادند و در ایران پخش کردند، البته محیط هم  مناسب بوده .در حقیقت اصل این ویروس  از کشورهای عربی می آید.

2 فوریه 1992 / فرهنگ بی فرهنگ ها

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: